واژه جو

فرد جایگزین

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

جانشین، کفیل، قائم مقام، نایب، معاون، ذخیره، بازیکن ذخیره، علی‌البدل، عضو علی‌البدل، نماینده، وکیل نیروی ذخیره، رزرو، قوای ذخیره، قوای کمکی خلف، پیروان کذاب، شیاد، غاصب، دغل‌باز، متقلب بدل، دیگر دادگاه (هیئت بررسی) هم‌عرض

معنی فرد جایگزین | واژه جو