واژه جو

فرد انگیزنده

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

رابط، مشوق، رایزن، مشاور گروه فشار، لابی، بانفوذ خطیب، سخنران، وکیل مدافع مبلغ، تبلیغات‌چی، پروپاگاندیست، مروج، مسئول روابط عمومی رواج‌دهنده فریبکار جادوگر، اغواکننده، ساحره، مفسد، شیطان الهه شعر و موسیقی (موز، کالیوپ، کلیو)، الهام دهنده استراتژیست، برنامه‌ریز پیشنهاد دهنده، ارائه کننده، سوفلور سردسته، مدیر معاون (شریک) جرم هیپنوتیسم کننده

معنی فرد انگیزنده | واژه جو