واژه جو

فرد انقلابی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

مجاهد، طرفدار انقلاب، قیام‌کننده، ضد رژیم، مخالف حکومت شورشی، یاغی، آشوبگر، شورش‌کننده، براندازکننده، خرابکار، ویرانگر، تروریست، آنارشیست مخالفین، اپوزیسیون چریک، میلیشیا مارکسیست، چپی، رادیکال تندرو، مکتبی، طرفدار اصلاحات اساسی، بنیادگرا

معنی فرد انقلابی | واژه جو