واژه جو

فرختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فرختن . [ ف ُ رُ ت َ ] (مص ) فروختن : شادی فرخت و خرمی آنکس که رز فرخت شادی خرید و خرمی آنکس که رز خرید. بشار مرغزی . رجوع به فروختن شود.

معنی فرختن | واژه جو