واژه جو

فرخاگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فرخاگ . [ ف َ ] (اِ) گوشتابه و قلیه ای است که بر بالای آن تخم مرغ ریزند، چه فر به معنی بالا و خاگ تخم مرغ را گویند. (برهان ). فرخواگ . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : روز عید است دو قربانی فربه فرما درخور قلیه ٔفرخاگ و کبابه ی ْ مرقه ! سوزنی . رجوع به فرخواگ شود.

معنی فرخاگ | واژه جو