واژه جو

فرایض دینی را ادا کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

نگاه‌داشتن، نماز خواندن، روزه گرفتن، به‌جا آوردن، برپاداشتن، اقامه کردن، گزاردن، عبادت کردن وظیفه انجام دادن

معنی فرایض دینی را ادا کردن | واژه جو