واژه جو

فراش خلوت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فراش خلوت . [ ف َرْ را ش ِ خ َل ْ وَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فراش مخصوص خلوت خانه ٔ شاه و غیره . (یادداشت به خط مؤلف ). آنکه اتاق را فرش میکند و خدمت اطاق امرا و قصر پادشاهی سپرده به اوست . (ناظم الاطباء).

معنی فراش خلوت | واژه جو