واژه جو

فراخ گام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فراخ گام . [ ف َ ] (ص مرکب ) مرکبی که گامهای بلند بردارد و تیزرو باشد: اسب فراخ گام . (یادداشت بخط مؤلف ). فراخ قدم . رجوع به فراخ قدم شود.

معنی فراخ گام | واژه جو