فراخ بال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ) (ص مر.) آسوده خاطر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ) (ص مر.) آسوده خاطر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراخ بال . [ ف َ ] (ص مرکب ) دست باز. کریم و بخشنده . فراخ آستین : فراخبال کند عدل تنگ قافیه را چنانکه چرخ ردیف دوام او زیبد. خاقانی . رجوع به فراخ آستین شود.
فراخ بال . [ ف َ ] (ص مرکب ) آسوده خاطر. (ناظم الاطباء).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی