فخفره/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(فَ فَ رِ) (اِ.)<BR>۱- سبوس آرد گندم یا جو.<BR>۲- نخاله، زنگ زده.<BR>۳- کهنه و مانده.<br>واژه قبلی: فخرواژه بعدی: فخم