واژه جو

فخاری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فخاری . [ ف َخ ْ خا ری ی ] (ع ص ) داشگر. (دستوراللغه ). و این غیر از خزاف است که سفالینه فروش باشد. (یادداشت بخط مؤلف ). بائعالفخار. (اقرب الموارد).

معنی فخاری | واژه جو