واژه جو

فثج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فثج . [ ف َ ] (ع مص ) کم گردیدن . ◄ فرونشاندن گرمی آب را از آب سرد. ◄ گران کردن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی فثج | واژه جو