واژه جو

فثاثید

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فثاثید. [ ف َ ] (ع اِ) ابرهای سپید برهم نشسته . ◄ آسترهای جامه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). واحد آن فثاد است، و گویند واحد ندارد مانند تعاشیب . (اقرب الموارد).

معنی فثاثید | واژه جو