واژه جو

فاو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فاو. (اِخ ) دهی است به صعید مقابل قاو. (منتهی الارب ). بدون همزه، نام قریه ای است در صعید مشرق میل، در برّ. (معجم البلدان ).

معنی فاو | واژه جو