واژه جو

فانی کور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فانی کور. [ ی ِ ] (اِخ ) شاعری فارسی زبان از بخاراست . و معما را نیک میداند و طبعش غرایب پسند است . از اوست این مطلع: نه داغ تازه مرا بر دل مشوش بود ز کاروان غمت مانده جای آتش بود. (از مجالس النفائس میر علیشیر نوایی چ حکمت ص ١٦٠ و ٩٠).

معنی فانی کور | واژه جو