فالگوش ایستادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص ل.)<BR>۱- در شب چهارشنبه سوری سر چهارراه ایستادن و به حرفهای عابران گوش دادن و با تعبیر آن حوادث آینده را پیش گویی کردن.<BR>۲- دزدیده گوش دادن به گفت و گوهای دیگران.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص ل.)<BR>۱- در شب چهارشنبه سوری سر چهارراه ایستادن و به حرفهای عابران گوش دادن و با تعبیر آن حوادث آینده را پیش گویی کردن.<BR>۲- دزدیده گوش دادن به گفت و گوهای دیگران.<br>