واژه جو

فارسیات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فارسیات . (اِخ ) دهی از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز که در ٣٦ هزارگزی جنوب باختری اهواز، کنار رودخانه ٔ کارون و ١٨ هزارگزی باختر راه آبادان به اهواز واقع است . دشتی گرمسیر و دارای ٥٠٠ تن سکنه است . آب آنجا ازکارون بوسیله ٔ موتور تأمین میشود و محصول عمده ٔ آن غلات و صیفی و شغل اهالی زراعت است . راه آن در تابستان اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).

معنی فارسیات | واژه جو