واژه جو

فاردون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فاردون . (اِخ ) کسی که ظاهراً مانی شاگرد او بوده است : این مانی شاگرد فاردون بود و پس طریقت زندقه آورد. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص ٢٠). رجوع به مانی شود.

معنی فاردون | واژه جو