فاتحة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تِ حِ یا حَ) [ ع. فاتحة ]<BR>۱- (اِفا.) مؤنث فاتح.<BR>۲- (اِ.) آغاز کار، اول چیزی.<BR>۳- دعای خیر برای مرده. ؛~ی چیزی را خواندن (کن .) الف - دیگر امید بازیافتن چیزی را نداشتن. ب - مصرف کردن و به اتمام رساندن. ؛~ نخواندن برای کسی یا چیزی (کن.) اهمیت ندادن به کسی یا چیزی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تِ حِ یا حَ) [ ع. فاتحه ] ۱- (اِفا.) مؤنث فاتح. ۲- (اِ.) آغاز کار، اول چیزی. ۳- دعای خیر برای مرده. ؛~ی چیزی را خواندن (کن .) الف - دیگر امید بازیافتن چیزی را نداشتن. ب - مصرف کردن و به اتمام رساندن. ؛~ نخواندن برای کسی یا چیزی (کن.) اهمیت ندادن به کسی یا چیزی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاتحة. [ ت ِ ح َ ] (ع ص ) مؤنث فاتح . (ناظم الاطباء). رجوع به فاتح شود. ◄ (اِ) آغاز و اول هر چیز.(منتهی الارب ). مقابل خاتمه . ج، فواتح : فاتحه ٔ چیزی ؛آغاز آن که مابعدش بدان گشوده شود. فاتحةالکتاب از آن است، زیرا خواندن نماز بدان افتتاح شود . این کلمه در اصل مصدر است، چون کاذبه بمعنی کذب، یا وصف است که بعد آن را اسم قرار داده اند، و تای آخر آن یا در اصل برای تأنیث موصوف است یا برای نقل از وصفیت به اسمیت . (اقرب الموارد). - مجلس فاتحه ؛ مجلسی که درآن برای شادی روان مرده قرآن خوانند.
فاتحة. [ ت ِ ح َ ] (اِخ ) یا فاتحةالکتاب . نام نخستین سوره ٔ قرآن کریم که سوره ٔ حمد نیز گویند. چون در مجلس سوگواری این سوره را برای شادی روان مرده میخوانند، «فاتحه خوانی » بمعنی سوگواری بکار میرود.