واژه جو

غینف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غینف . [ غ َ ن َ ] (ع اِ) جای جوشش آب چشمه و چاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). منبع آب در چاهها و چشمه ها.(از اقرب الموارد). ◄ بحر ذوغینف ؛ دریای باغینف (منتهی الارب )؛ یعنی دریایی که دارای ماده و منبع است . بحر ذوغینف ؛ ای ذومادة. (اقرب الموارد).

معنی غینف | واژه جو