غیمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(غَ یا غِ مَ یا مِ) [ ع. غیمة ] (اِ.)<BR>۱- یک ابر، یک غیم.<BR>۲- مهی غلیظ.<BR>۳- یکی اسفنج.<br>واژه قبلی: غیمواژه بعدی: غین