واژه جو

غیلی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غیلی . [ غ َ ] (اِخ ) محمدبن عبید ابوعبداﷲبن ابی الاسود صعدی غیلی . شاعری قدیم و اصل او از غیل، واقع در صعدة است . (از معجم البلدان ).

معنی غیلی | واژه جو