واژه جو

غیلان السمرقندی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غیلان السمرقندی . [ غ َ نُس ْ س َ م َ ق َ ] (اِخ ) یکی از کبار مشایخ که در معارف صاحب سخن بود و با جنید صحبت داشت واز او طریقت گرفته بود. از سخنان اوست : عارف از حق به حق نگردد، عالم از دلیل به حق، و صاحب وجد از هر دو مستغنی است . (از نفحات الانس جامی چ ١٣٣٦ ص ١٤١).

معنی غیلان السمرقندی | واژه جو