واژه جو

غیص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غیص . [ غ َ ] (ع اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب (ج ٢ ص ٢٣١) گوید: در آفریقا به گِل، غیس گویند و من گمان میکنم املاء صحیح آن غیص به صاد باشد از فعل غاص یغیص بمعنی فرورفتن، و معنای حقیقی آن : گلی است که در آن فرومیروند. ◄ در اصطلاح غواصان خلیج فارس، غواص را گویند. (از فرهنگ نظام ).

معنی غیص | واژه جو