واژه جو

غیدقان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غیدقان . [ غ َ دَ ] (ع ص ) جوان نازک نیکوهیکل نیکخوی . جوانی نیکو و ناعم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). غَیدَق . غَیداق . رجوع به غیدق و غیداق شود.

معنی غیدقان | واژه جو