واژه جو

غیبگویی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غیبگویی . [ غ َ / غ ِ ] (حامص مرکب ) عمل شخص غیبگو. خبر دادن از نهان . گفتن غیب . پیشگویی . رجوع به غَیب و غیبگو شود.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی غیبگویی | واژه جو