واژه جو

غولدار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غولدار. (نف مرکب ) دارنده ٔ غول . - راه یا بادیه ٔ غولدار ؛ راهی یا بادیه ای که غول داشته باشد. - ◄ کنایه از جهان مادی و دنیا : این راه غولدار و پل هفت طاق را تا چارسوی هشت جنان چون گذاشتی ؟ خاقانی . آن شب که سوی کعبه ٔ خلوت نهادروی این غولدار بادیه را کرد زیر پا. خاقانی .

معنی غولدار | واژه جو