واژه جو

غول الرجام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غول الرجام . [ غ َ لُرْ رُ ] (اِخ ) نام جایی است . (منتهی الارب ) (تاج العروس ). یاقوت در معجم البلدان این شعر لبید را آورده : عفت الدیار محلها فمقامها بمنی تأبد غولهافرجامها. سپس گوید: غول و رجام دو کوه اند. رجوع به معجم البلدان ذیل غول و هم ماده ٔ غول شود.

معنی غول الرجام | واژه جو