واژه جو

غنگ غنگ زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غنگ غنگ زدن . [ غ َ غ َ زَ دَ ] (مص مرکب ) ناله کردن . آواز حزین برآوردن : غنگ غنگی میزنم تا یک غزل آورم بیرون ز الواح ازل . مولوی (از جهانگیری ). رجوع به غَنگ شود.

معنی غنگ غنگ زدن | واژه جو