غنچه خسب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. خُ) (ص فا.) کسی که به سبب سرما و نبودن روانداز دست و پای خود را جمع کرده بخوابد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. خُ) (ص فا.) کسی که به سبب سرما و نبودن روانداز دست و پای خود را جمع کرده بخوابد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. خُ) (ص فا.) کسی که به سبب سرما و نبودن روانداز دست و پای خود را جمع کرده بخوابد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. خُ) (ص فا.) کسی که به سبب سرما و نبودن روانداز دست و پای خود را جمع کرده بخوابد.