غنودن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(غُ دَ) (مص ل.) خوابیدن، آرمیدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآرمیدن، آسودن، خفتن، خوابیدنواژه قبلی: غنوواژه بعدی: غنوده