واژه جو

غموز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غموز. [ غ َ ] (ع ص ) ناقه ای که تا بر کوهان وی دست نمالند فربهی از لاغری آن ندانند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ناقه ٔ عروک . (اقرب الموارد).

معنی غموز | واژه جو