غلیج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غَ) (اِ.)<BR>۱- بیلی که با آن زمین را هموار کنند.<BR>۲- بتی که تراشند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غَ) (اِ.) ۱- بیلی که با آن زمین را هموار کنند. ۲- بتی که تراشند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلیج . [ غ َ ] (اِ) انگز. (از فرهنگ اسدی ) (فرهنگ اوبهی ). بیلی که با آن زمین را هموار کنند. رجوع به انگز شود : چون غلیجی که بند برکند (کذا؟) کیست چون تو فژاگن و فژغند. ؟ (فرهنگ اسدی ). ◄ بت که تراشند. (فرهنگ اسدی ) (فرهنگ اوبهی ).