واژه جو

غضب کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غضب کردن . [ غ َ ض َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خشم آوردن . خشم گرفتن . خشمگین شدن . غضبناک شدن . رجوع به غضب شود: غضب کردن شاه کسی را.

معنی غضب کردن | واژه جو