واژه جو

غش برگشادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غش برگشادن . [ غ َ ب َ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) ظاهراً به معنی گره گشایی و حل مشکل و برآوردن حاجت است : آن مصلی که از تو خواست رهی پنج روزی گذشت ازآن یا شش یافت توفیق اسعد زرّریز به زر پخته برگشاد آن غش تو به چیزی دگر معاوضه کن هرچه آید ز تو خوش آید و کش . سوزنی (دیوان خطی متعلق به کتابخانه ٔ لغت نامه ص ٦٧).

معنی غش برگشادن | واژه جو