واژه جو

غسیس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غسیس . [ غ َ ] (ع اِ) خرمای تر تباه شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رطب تباه و زبون . الرطب الفاسد. ج، غُسُس . (اقرب الموارد) (قطر المحیط).

معنی غسیس | واژه جو