غریبی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- سفر کردن.<BR>۲- بیگانگی کردن.<BR>۳- ترسیدن طفل از شخص ناشناس.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- سفر کردن.<BR>۲- بیگانگی کردن.<BR>۳- ترسیدن طفل از شخص ناشناس.<br>