واژه جو

غرقی

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(غَ) (اِ.) ۱- زحمتی که در نگاهداری خرمن از آفت سیل متحمل شوند. ۲- در اصطلاح لوطیان: دخول.

معنی غرقی | واژه جو