واژه جو

غرقه شده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غرقه شده . [ غ َ ق َ / ق ِ ش ُدَ / دِ ] (ن مف مرکب ) غریق . در آب فرورفته . در آب مرده . در آب خفه شده . غارق . مغروق . غَرِق : ای غرقه شده به آب طوفان بنگر که به پیش تست زورق . ناصرخسرو.

معنی غرقه شده | واژه جو