واژه جو

غرغره کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غرغره کردن . [ غ َ غ َ رَ / رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آب در گلو گردانیدن بی فروبردن . آب یا دارویی در گلو گردانیدن برای شستن و پاک کردن دهان یا برای دفع بیماری . عمل غرغره . رجوع به غرغرة شود.

معنی غرغره کردن | واژه جو