غرشمال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(غِ رَ) (اِ. ص.) = قرشمال:<BR>۱- کولی.<BR>۲- کنایه از: خوش بنیه، لوند.<br>مترادفها و واژههای مرتبطارقه، قرشمال، کولی، لوری، لولیواژه قبلی: غرشمارواژه بعدی: غرض