واژه جو

غبینة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غبینة. [ غ َ ن َ ] (ع اِمص ) نقصانی . بیخردی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ فریب . ◄ فریب خوری در خرید. (منتهی الارب ). فریب خوری در خرید و فروخت . (آنندراج ). ◄ به معنی غبن : چشمی که جز به روی تو برمیکنم خطاست وآن دم که بی تو میگذرانم غبینه ای . سعدی (غزلیات چ فروغی ).

معنی غبینة | واژه جو