واژه جو

غبیب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غبیب . [ غ ُ ب َی ْ ] (اِخ ) موضعی است به مدینه . ◄ ناحیه ای به یمامه . (منتهی الارب ). ناحیه ای است در یمامه که در شعر عرب ذکری از آن آمده است . (معجم البلدان ).

غبیب . [ غ َ ] (ع اِ) سیلگاه کوچک و تنگ که در کوه یا در زمین ایجاد شود. ◄ (ص ) گوشت شب مانده . (اقرب الموارد).

معنی غبیب | واژه جو