غافلگیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (ص.) شخصی که بی خبر با وضع یا کیفیتی مواجه شود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (ص.) شخصی که بی خبر با وضع یا کیفیتی مواجه شود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غافل گیر. [ ف ِ ] (نف مرکب ) کسی که بی خبر بر کسی حمله ور شود. (آنندراج ).غافل گیرنده . سگ غافلگیر، سگ هرزه مَرَس : بکش سگ را مهل تا پیر گردد که چون شد پیر غافل گیر گردد. ◄ (ن مف مرکب ) به غفلت گرفته شده . و با کلمات کردن و شدن و گشتن ترکیب شود: غافل گیر کردن . غافل گیر شدن . غافل گیر گشتن .
واژگان فارسی سره واژهدان
ناگهگیر
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی