واژه جو

عیسرانة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عیسرانة. [ ع َ س َ ن َ ] (ع ص ) مؤنث عیسران، گویند: ناقةعیسرانة. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). ماده شتری که در اول ریاضت جهت رام کردن سوار شوند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عوسرانة. رجوع به عوسرانة شود.

معنی عیسرانة | واژه جو