عیاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عِ) [ ع. ] (اِمص.) بازگشت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عِ) [ ع. ] (اِمص.) بازگشت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیاد. (ع مص ) بیمارپرسی نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). دیدار کردن از بیمار. (از اقرب الموارد). عیادة. عَود. عُوادة. رجوع به عَوْد و عوادة و عیادة شود.