عیاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیاب . (ع اِ) ج ِ عَیبة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد)(دهار). رجوع به عیبة شود. ◄ کنایه از سینه و دلها است . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): کادت عیاب الود تصفر؛ نزدیک شد سینه ها از دوستی و مودت تهی گردد. (از اقرب الموارد). ◄ کمان نداف . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مِندَف . (اقرب الموارد).
عیاب . [ ع َی ْ یا ] (ع ص ) مرد بسیار عیب کننده مردم را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عیابة. عیوب . ذموم .