عکمص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عکمص . [ ع ُ ک َم ِ ] (ع ص ) بلا و زیرک . (منتهی الارب ). داهیه . (اقرب الموارد). ◄ بر حذر و ترسان از هر چیزی . (منتهی الارب ). حاذر، از هر چیزی . (از اقرب الموارد). - ابوالعکمص ؛ کنیه ٔ مردی است از تمیم . (از منتهی الارب ).