واژه جو

عوسان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عوسان . [ ع َ وَ ] (ع مص ) شب برگشتن گرد چیزی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). طواف کردن در شب . ◄ کوشیدن و رنج بردن جهت عیال . ◄ قوت دادن به عیال . (از اقرب الموارد). عَوس . رجوع به عَوس شود.

معنی عوسان | واژه جو