واژه جو

عوج عنق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عوج عنق . [ ج ِ ع ُ ن ُ ] (اِخ ) همان عوج بن عنق است که گاهی بصورت اضافه ٔ بنوت خوانده می شود : نیکبختان بخورند و غم دنیا نخورند که نه بر عوج عنق ماند و نه بر عادو ثمود. سعدی . رجوع به عوج (ابن عنق ) شود.

معنی عوج عنق | واژه جو